انتظار

هیچوقت برای تازه شدن دیر نیست

تاریکی

من به اندازه ی یک ابر دلم می گیرد ، وقتی از پنجره بر پوچی افکار جهان می نگرم

می نگرم و میبینم که چقدر زمین تاریک است 

حتی نور خورشید هم نمیتواند این تاریکی رابه روشنایی برساند.

بیا الهه غربت ، سوار صحرایی و با آمدنت ما را از این تاریکی به روشنایی مطلق رسان.

+ نوشته شده در چهار شنبه 23 فروردين 1391برچسب:تاریکی,روشنایی,,ساعت 11:42 توسط انتظار |

به پایان رسیده ام

گویی به پایان همه چیز رسیده ام

تا مرز عدم چند گامی بیشتر نیست

میدانم که پشت سرم

هیچ چیز ،

هیچ کس

نیست که

وسوسه ی دیدارش رویم را به سوی دنیا برگرداند ...

همه چیز و همه کس مرده است اما جنازه هاشان را همچنان باید بر دوش بکشم و

این کار مرا رقت بار و طاقت فرسا کرده است ،

خیلی رنج می برم. 

 

+ نوشته شده در چهار شنبه 16 فروردين 1391برچسب:به پایان رسیده ام,,ساعت 12:27 توسط انتظار |

نابرده رنج

 برام هیچ حسی شبیه تو نیست

کنارتو درگیر آرامشم

همین از تمام جهان کافیه

همین که کنارت نفس میکشم

تو پایان هر جستجوی منی

تماشای تو عین آرامشه

تو زیباترین آرزوی منی

قسمتی ازمتن آهنگ (نابرده رنج) احسان خواجه امیری که برای من بسیار لذت بخشه و خاطره ساز.

+ نوشته شده در جمعه 4 فروردين 1391برچسب:نابرده رنج,حس,تنهایی,ساعت 15:11 توسط انتظار |